ابراهيم عاملي ( موثق )
450
تفسير عاملي ( فارسي )
يعنى بر خود ستمگر خواهى بود بواسطه ى چنين گناه بزرگ ، ابن انبارى گفته است : قضّيه در نظر پيغمبر بسيار مهم بود ، چون فكر كرد كه با انجام اين خواهش عربها مىشود عدّه ى زيادى مسلمان شوند ، و اين آيه نازل شد ترسيد كه از ستمكاران باشد و ميان اميد و بيم بود . « وَكَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ » تا آخر 53 ابو الفتوح : يعنى هر يك از درويش و مالدار را به ديگرى وسيله ى آزمايش و عبرت كرديم كه درويش به مالدار بنگرد و افسوس او را نبرد و صبر كند ، و مالدار به حال فقرا بنگرد و بفهمد كه مشمول نعمت شده است و از گرفتارى فقر آسوده است و شكر كند . مجمع البيان : يعنى : همانطور كه پيش از تو غنى را به فقير و اعيان را به طبقات پست آزموديم اين عربهاى قريش را با موالى و مردم بيچاره ى زير دست آزمايش كرديم به اين طور كه چون ببيند آن عرب متكبّر فقيرى مؤمن شده است . مىگويد : چون او جلو افتاد و مؤمن شد براى من ننگ است كه بدنبال او اسلام بپذيرم ، نتيجه ى اين سرگذشت و آزمايش آن است كه بجاى ايمان و شكر مى - گويند : آيا اين مردم پست ارزشى دارند كه خدا مشمول رحمت قرارشان بدهد و از ما جلو باشند ؟ فخر : يعنى فقير را به غنى آزموديم و گرفتار نموديم كه چون ببيند او در آسايش است و خوشى افسوس مىبرد كه من بنده ى فرمانبردار و گرفتارم و او نافرمان است و آسوده ، و باز غنى را به فقير آزموديم كه چون ببيند فقير پيش از او مسلمان شده است و افتخار پيشقدمى اسلام نصيب او است ، مىگويد : نمىتوانم وارد دسته اى بشوم كه فقرا از من جلو باشند . سخن ما : در اين آيات اين غزل حافظ است : توانگرا دل درويش خود بدست آور كه مخزن زر و گنج و درم نخواهد ماند غنيمتى شمر اى شمع وصل پروانه كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند سروش عالم غيبم بشارتى خوش داد كه بر در كرمش كس دژم نخواهد ماند